|
یا امیرالمومنین حیدر
منوی اصلی(( الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین علی بن ابی طالب و اولاده المعصومین علیهم السلام )) خدا را شکر مولایم علی شد
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته سوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390 هفته چهارم آذر 1390 هفته اوّل آذر 1390 هفته چهارم آبان 1390 هفته سوم آبان 1390 هفته چهارم مهر 1390 هفته اوّل مهر 1390 هفته چهارم شهریور 1390 هفته سوم شهریور 1390 هفته اوّل شهریور 1390 هفته چهارم مرداد 1390 هفته اوّل مرداد 1390 هفته چهارم تیر 1390 هفته سوم تیر 1390 هفته دوم تیر 1390 هفته اوّل تیر 1390 هفته چهارم خرداد 1390 هفته دوم خرداد 1390 هفته چهارم اردیبهشت 1390 هفته سوم اردیبهشت 1390 هفته اوّل اردیبهشت 1390 هفته چهارم فروردین 1390 هفته دوم فروردین 1390 هفته چهارم اسفند 1389 هفته سوم اسفند 1389 هفته دوم اسفند 1389 هفته سوم بهمن 1389 هفته چهارم دی 1389 هفته سوم دی 1389 هفته اوّل دی 1389 هفته چهارم آذر 1389 هفته دوم آذر 1389 هفته اوّل آذر 1389 هفته چهارم آبان 1389 هفته سوم آبان 1389 آرشيو آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پوریا بلاگ - جوان پسند
همسایه خدا دستـــ نوشتـه هـاــــی یکــ روز تنهایی گوله نمک MASON HUNTING llillillilترفندستانllillillill آفتاب مهربانی سکوتم را به باران هدیه کردم غریبانه دختر دبیرستانی جمله های کوتاه یه جای خیلی خوب ... دفتر مرجع عالیقدر عالم تشیع حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دفتر حضرت آیت الله جوادی آملی مهاجر کانون مداحان "دختــــــــر پاییـــــــــــــــــــزی" داداش آرش ( فقط به خاطر تو ) (ترفند/موزيك/داستان/عكس/و...) داداش محمدرضا (قصه ما تموم شد با یه علامت سوال ) @> مهران <@ نسیم عشق ... در کوچه ی بی سوار ( آرش ) مشهود *** علی بیرامی *** عندلیبان آذربایجان اس ام اس عاشقانه و لاتي اوخشاما داداش نیما (( تار و پود کامپیوتر )) كشكول رئیسی تک لرن - مرجع آموزش و گرافیک پارسی زبانان 7gozar - دانلود رایگان اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: |
@ پرنده
حسنک ...
گاو ماما می کرد٬گوسفند بع بع می کرد٬سگ واق واق می کرد. همه با هم صدا می زدند حسنک کجایی؟ شب شده بود اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته ٬ و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح بجای غذا دادن به حیوانات٬جلوی آینه به مو های خود ژل می زند٬ موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست، چون او موهای خود را گلت می کند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬ کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬ کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند٬ چون کبری با پترس چت می کرد. پترس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد. پترس دید که سدسوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند. پترس در حال چت کردن غرق شد و مرد. برای مراسم تدفین او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود٬ ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت٬ ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد٬ ریز علی چراغ قوه هم داشت٬ اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد٬ کبری و همه مسافران مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت٬ خانه مثل همیشه سوت و کور بود٬ الان چند سالی هست که کوکب خانم٬ همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد٬ او حتی مهمان خوانده هم ندارد٬ او اصلا حوصله مهمان را ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند٬ او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد٬ او آخرین بار که گوشت خرید٬ چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد٬ چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد و دیگر به همین دلیل است که کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ را ندارد
|+| نوشته شده توسط « پرنده بی پر » در دوشنبه 19 دی1390 ساعت 18:0 |
مسلمان !!!
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، الاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : آیا با اینگونه مسلمانی منتظر امام زمان ( عج ) هستیم ؟؟؟
|+| نوشته شده توسط « پرنده بی پر » در یکشنبه 4 دی1390 ساعت 14:1 |
انتقاد شدید شیخ حسین انصاریان از دروغ.رشوه.اختلاس و...
انتقاد شدید شیخ حسین انصاریان از دروغ.رشوه.اختلاس و...
ایلنا: شیخ حسین انصاریان با اشاره به شیوع دروغ در جامعه گفت: در جامعه ۷۰ میلیونی ایران روزانه چند دروغ و غیبت داریم؟ آنقدر زشتی دروغ از بین رفته که خیلی راحت زن و شوهر و زن و مرد بهم دروغ میگویند. او گفت: در خبر دادن به ملت دروغ میگویند و در وعده دادن هم به مردم دروغ میگویند.او ادامه داد: در کشورمان چقدر غیبت کردن، فحش دادن، تحقیر کردن، مسخره کردن و افترا بستن داریم؟ ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط « پرنده بی پر » در دوشنبه 28 آذر1390 ساعت 8:11 |
طرح سخيف مرکز پژوهشهای مجلس براي حذف تعطیلی شهادت امام رضا(علیه السلام) امام صادق(علیه السلام) و حض
طرح سخيف مرکز پژوهشهای مجلس براي حذف تعطیلی شهادت امام رضا(علیه السلام) امام صادق(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مجلس شورای اسلامی ، این مرکز در عین حال خواهان رسمیت یافتن تعطیلاتی شده است که در قالب «روزهای بین التعطیلی» مطرح میشوند و این مرکز در تازه ترین گزارش خود طرحی را پیشنهاد میدهد تا به واسطه آن بتواند نظر دولت را هم در خصوص تعطیلیها تامین کند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط « پرنده بی پر » در شنبه 26 آذر1390 ساعت 12:38 |
روضه خوان های میلیونر به چه هدایت می کنند ؟؟؟
|